منظور از هوش مذهبی جستجو و درک معنای زندگی، توانایی استفاده از منابع دینی برای حل مسایل، انجام رفتار دینی و سازگاری مؤثربا خود محیط و خدا است (سهرابی و ناصری ص 148). یکی از محققینی که سعی در معرفی هوش مذهبی داشته است، رابرت ایمونز، استاد روانشناسی دانشگاه کالیفرنیا می‌باشد. او عقیده دارد تعابیر و معانی مختلف معنویت و مذهبی‌بودن سبب تمرکز تحقیقات بر روی معنای معنویت شده است.

 

 

 

 

همزمان روندهای جدیدی در روانشناسی دین ظهور کرده است و به واسطه آنها اقداماتی اثر گذار ولی غیرمنسجم صورت گرفته است که به واسطه آنها باورها، تعهد و اعمال مذهبی مرتبط با موفقیت در زندگی روزمره (برای مثال سلامت فیزیکی و روانی و نیز موفقیت در زندگی زناشویی) قلمداد می‌شوند. ایمونز عقیده دارد در چنین شرایطی وجود مفهومی که این پتانسیل را داشته باشد که ادبیات این موضوعات را یکپارچه کند، بسیار مهم است. او عقیده دارد این مفهوم هوش مذهبی می‌باشد (۲۰۰۰، ص14).

 

 

 

 

 

او معتقد است اگر معنویت را به عنوان مجموعه‌ای از توانایی‌ها و قابلیت‌ها که افراد را در حل مشکلات و کسب اهداف خود توانمند می‌سازد تعریف کنیم، آنگاه می‌توانیم امکان هوش بودن معنویت را نیز درنظرگرفته و بررسی کنیم (ایمونز،۲۰۰۰، ص12). بنابراین او هوش مذهبی را متشکل از پنج جزء (توانایی) مختلف می‌داند. به نظر ایمونزحداقل پنج توانایی معرف هوش مذهبی هستند. این پنج توانایی در اغلب فرهنگ‌ها مورد ستایش قرار گرفته‌اند. برخی فرهنگ‌ها به این مهارت‌ها اولویت بیشتری داده‌اند. چیز مقدسی درباره این که این توانایی‌ها پنج تا هستند وجود ندارد و هیچ ترتیب خاصی برای قرار گرفتن آنها وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

 


فهرست مطالب

تعریف نظری هوش مذهبی

تعریف عملیاتی هوش مذهبی 

فصل دوم : چارچوب نظری و پیشینه پژوهش هوش مذهبی

هوش مذهبی
2- 2- 1- انواع هوش
2- 2- 2- واژه دین   
2- 2- 3- تعریف دین از دیدگاه اسلامی
2- 2- 4- تعریف دین از دیدگاه روانشناختی
2- 2- 5- فرد دیندار کیست؟
2- 2- 6- نظریه های هوش مذهبی
2- 2- 7- نظریه آلپورت
2- 2- 8- اجزای هوش مذهبی
2- 2- 9- عوامل مؤثر بر هوش مذهبی
2- 2- 10- مقیاس های سنجش هوش مذهبی بصورت یک بعد کلی
2- 2- 11- مقیاس های چند جنبه ای (چند بعدی) سنجش مذهبی
2- 2- 12- مقیاس های سنجش مذهبی مسلمانان
2-3- پیشینه تحقیق
2- 4- مدل مفهومی پژوهش
منابع